تبلیغات
پشت کنکوری ها

حسرت

ارسال شده توسط حامد رزمدیده

سلام

این بار با دلی پرغصه دفتر درماندگی هایم را سیاه می کنم

خوب ها چه زود بد می شن

مطمئن باش و برو ضربه‌ ات كاری بود دل من سخت شكست و چه زشت.... به من و سادگی‌ام خندیدی به من و عشقی پاك كه پر از یاد تو بود و خیالم می‌گفت تا ابد مال تو بود تو برو، برو تا راحتتر تكه‌های دل خود را آرام سر هم بند زنم

 صدایم را در گلو خفه کردم و بر آتشم آب حسرت ریختم، که مبادا در رفتنش تردید کند. هر چند دل او جلوتر رفته بود.

     اشکهایم را این مهمان های نا خوانده ولی همیشگی چشمهایم را با شکوفه های خنده آذین کردم و تقدیمش داشتم تا با خود ببرد، یادم را، نامم را ...

 

او رفت. رفتنش برایم مردن بود، نه مرگ او نه، مرگ آرزوهایم مرگ همه آن چیزهایی که با رفتنش از دست رفت.