تبلیغات
پشت کنکوری ها

کوروش یا همان ذوالقرنین

ارسال شده توسط حامد رزمدیده

حضرت ذوالقرنین یا کـــــوروش بـــــزرگ

سلام؛تا حالا از ذوالقرنین چیزی شنیدین که تو قرآن اومده؛آره ذوالقرنین همون کوروش هخامنشیه؛بابا ما ایرونی ها از اول سرتر بودیم

با افتخار به عنوان یک ایرانی کوچکترین خدمت به مردمی بزرگ تندیس کوروش بزرگ در پارک Bicentennial المپیک سیدنی باعث سربلندی ما ایرانیان است.
 

برای « ذوالقرنین » معانی گوناگونی ذكر شده است. برخی ذوالقرنین را به معنای ـ دو قرن ـ گرفته اند. به این معنی كه مردم را در حدود دو قرن یا دو نسل دعوت به حق نمود.

 

برخی نیز گفته اند: ذوالقرنین، یعنی كسی كه بر شرق و غرب دنیای شناخته شده آن روز حکومت داشته است.

 

 در آرامگاه کوروش پیکر تقدیس از روح و « فروهر» کوروش را نیز به شکل فرشته ای ساخته بودند،که ذوالقرنین بوده و همانست که می نویسند بر بالای آن کتیبه ای داشته که نام کوروش بر آن نوشته بوده بالای آرامگاهش مجسمه بالدار هنوز هست و ابولکام آزاد براساس همین مجسمه آنرا ذوالقرنین خوانده است و کوروش را همان ذوالقرنین یاد شده در قرآن دانسته است.در تورات هم به کوروش لقب عقاب شرق داده اند.

 

ذوالقرنین اولین كسی است كه سد ساخته است و از آهن به نحو انبوه استفاده كرده است وسدی كه او ساخته بود از آهن خالص بوده است.

 

در روایات آمده است كه گروهی از مردم نزد ذوالقرنین آمدند و از طایفه ای شریر و خونریز كه به « یأجوج و مأجوج ( همان قوم مغول)» معروف است، به شكایت پرداختند و گفتند كه از آزار و اذیتهای این قوم به ستوده آمده اند. چه بهتر كه چاره ای برای در امان ماندن از دست آنها اندیشیده شود. ذوالقرنین به درخواست آنها جواب مثبت داد و برای آنها سدی از آهن ساخت تا از آزار و دست درازی آن قوم در امان باشند.

 

گفته شده است كه این سد در مكانی كه از دو طرف با كوههای سر به فلك كشیده محصور بود، ساخته شده است.اكنون سدی با همان مشخصات در گرجستان امروزی پیدا شده است و در تنگه داریال واقع است.

 

برخی با غرض یا به اشتباه اسکندر گجستیک (ملعون) را ذوالقرنین می دانند لیكن‌ این‌ معنی‌ با کلام قرآن‌ سازش‌ ندارد. چون‌ نخست قرآن‌ می گوید ذوالقرنین‌ مؤمن‌ به‌ خدا و روز قیامت‌ بوده‌ است‌ و دین‌ او دین‌ توحید بوده‌ است‌؛ ولی‌ ما میدانیم‌ كه‌ إسكندر مشرك‌ بوده‌ و در تاریخ‌ آمده‌ است‌ كه‌ ذبیحه خود را برای‌ ستاره مشتری‌ ذبح‌ نموده‌ است‌.

 

و دوم  قرآن‌ ذوالقرنین‌ را مرد صالح‌ از عباد خدا و صاحب‌ عدل‌ و رفق‌ می‌شمارد؛ و تاریخ‌ برای‌ إسكندر خلاف‌ آنرا بیان‌ میكند.

 

سوم اینکه در هیچیك‌ از تاریخها‌ نیامده‌ است‌ كه‌ إسكندر مقدونی‌ سدّ یأجوج‌ و مأجوج‌ را بنا كرده‌ باشد. به هر حال از ذوالقرنین در قرآن به عنوان شخصیتی دادگستر و بشردوست یاد شده است.ودر تمام نوشته هایی که از زمان باستان چه در کتابهای دینی چه کتابهای غیر دینی آمده کوروش را فردی دادگستر و بشر دوست و کسی که اولین بیانیه حقوق بشر را اجرا کرده است  و کتیبه اش هنوز موجود می باشد ، ذکر شده است.

 

دوتا از فروع دین ما تولی و تبری است که یعنی دوست داشتن دوستان خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا است چون کوروش بزرگ دوست خدا فردی بود که احکام خدا را در زمین جاری می کرد و در واقع نماینده خدا در زمین بود باید مورد احترام همگی ما باشد و مقامش را گرامی داریم و نگذاریم آرامگاهش از بین برود و یا به او بی توجهی و توهین شود .

 

 

ترجمه آیه های قرآنی:

 

و از تو از ذو القرنین می پرسند . بگو : براى شما از او خبرى خواهم خواند ( 83 ) .

 

 

ما به او در زمین تمكین و قدرت دادیم و از هر چیز وسیله‏اى عطا كردیم ( 84 ) .

 

 

پس راهى را تعقیب كرد ( 85 ) .

 

 

چون به غروبگاه آفتاب رسید آن را دید كه در چشمه‏اى گل‏آلود فرو مى‏رود و نزدیك چشمه گروهى را یافت گفتیم اى ذو القرنین یا عذاب مى‏كنى یا میان آن طریقه‏اى نیكو پیش مى‏گیرى (86).

 

 

گفت : هر كه ستم كند زود باشد كه عذابش كنیم و پس از آن سوى پروردگارش برند و سخت عذابش كند( 87) .

 

 

و هر كه ایمان آورد و كار شایسته كند پاداش نیك دارد و او را فرمان خویش كارى آسان گوییم (88 ) .

 

 

تا به طلوع‏گاه خورشید رسید و آن را دید كه بر قومى طلوع مى‏كند كه ایشان را در مقابل آفتاب پوششى نداده‏ایم ( 90 ) .

 

 

چنین بود و ما از آن چیزها كه نزد وى بود به طور كامل خبر داشتیم ( 91 ) .

آنگاه راهى را دنبال كرد ( 92 ) .

 

 

تا وقتى میان دو كوه رسید مقابل آن قومى را یافت كه سخن نمى‏فهمیدند ( 93 ) .

 

 

گفتند : اى ذو القرنین یاجوج و ماجوج در این سرزمین تباهكارند آیا براى تو خراجى مقرر داریم كه میان ما و آنها سدى بنا كنى ( 94 ) .

 

 

گفت : آن چیزها كه پروردگارم مرا تمكن و قدرتی آن را داده از خراج شما بهتر است اما  مرا به نیرو كمك دهید تا میان شما و آنها حائلى كنم ( 95 ) .

 

 

قطعات آهن پیش من آرید تا چون میان دو دیواره پر شد گفت : بدمید تا آن را بگداخت گفت : روى گداخته نزد من آرید تا بر آن بریزم ( 96).

 

 

پس نتوانستند بر آن بالا روند ، و نتوانستند آن را نقب زنند ( 97 ) .

 

 

گفت : این رحمتى از جانب پروردگار من است و چون وعده پروردگارم بیاید آن را هموار سازد  و به پیمان خود عمل کند و آن سد را متلاشی و پاره پاره گرداند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مفسرین درباره اینكه ذو القرنین كدام شخصیت تاریخى است و سدش در كجاست اختلاف نظر دارند.علامه طباطبایى در این باره هفت نظریه را به طور كامل نقل كرده و بعد آن ها را نقد نموده است.در اینجا نظریه مهم تر را به اختصار بیان مى كنیم: كوروش هخامنشى جدیدترین نظریه درباره ذو القرنین است.كوروش هخامنشى پادشاه ایران باستان بوده و سد او سد داریال واقع در مناطق كوهستانى قفقاز و بین شهرهاى تفلیس و ولادى كیوكز مى باشد. نظریه چهارم نیز تا حدودى مورد تایید تاریخ و شواهد موجود مى باشد.این نظریه سراحمدخان هندى است و دانشمند معروف مسلمان مولانا ابو الكلام آزاد كه روزى وزیر فرهنگ كشور هند بوده آن را در كتاب محققانه اى كه در همین زمینه نگاشته است به طور مفصل بیان كرده است. (۳۱) مولانا ابو الكلام این نظریه را از چند جهت بررسى و اثبات كرده است كه ما در اینجا بخش اصلى آن را به طور خلاصه مى آوریم:

 

- شخصیت ذو القرنین طبق نظریه قرآن ذو القرنین مردمى مؤمن به خدا و معاد بوده است كوروش نیز طبق نظر تاریخ و كتب عهد عتیق چنین بوده است. ذو القرنین پادشاهى عادل و رعیت پرور و داراى بخشش بوده; كوروش هم طبق تاریخ كتب عهد عتیق و نظر مورخین قدیم مانند هردوت  و دیگران پادشاهى با مروت فتوت سخاوت و كرم بوده است; چنان كه از تاریخ زندگى او و برخوردش با یاغیان كه با او مى جنگیدند یا او با آنها جنگیده است معلوم مى شود. ذو القرنین از طرف خداوند داراى توانایى ها و امكانات فراوانى مانند عقل تدبیر فضایل اخلاقى ثروت و شوكت ظاهرى بوده و كوروش نیز همه این ها را داشته است.

- مسافرت هاى ذو القرنین همان طور كه قرآن درباره ذو القرنین فرموده كوروش نیز سفرهایى به مغرب و مشرق داشته است و جریان سفر به مغرب او چنین است كه پادشاه سرزمین لیدیا بدون هیچ مجوز و عذرى به طرف كوروش لشكركشى كرد. كوروش نیز به طرف ایشان حركت كرده و با آنان جنگید.  پایتخت لیدیا را فتح كرد و بر آنان پیروز شد و بعد آنان را عفو نمود. همچنین او سفرى به مشرق داشته و تا بكریا (بلخ) پیش رفته است تا به غائله قبایل وحشى و صحرانشین آنجا پایان دهد.

- سدسازى ذو القرنین همان طور كه ذو القرنین سدى آهنین براى جلوگیرى از حملات اقوام یاجوج و ماجوج(مغول) بنا كرد كوروش نیز طبق نظر مورخین سفرى به طرف شمال ایران براى خاموش كردن فتنه اى در آن نواحى انجام داده است و گویا در همین سفر سد موجود در تنگه داریال را به درخواست اهالى آن مرز و بوم ساخته است . این سد تنها سدى است كه در ساخت آن از آهن استفاده شده است و هم اكنون هم موجود است. به زبان محلى آن را دمیر قاپو یعنى دروازه آهنى مى نامند. تنگه داریال واقع در سلسله جبال قفقاز است كه از دریاى خزر شروع شده و تا دریاى سیاه ادامه دارد. این سلسله کوه ها به ضمیمه دریاى خزر و دریاى سیاه مانعى طبیعى به طول هزارها كیلومتر بین شمال و جنوب آسیا بوده است و تنها راه بین شمال و جنوب همان تنگه داریال بوده كه با سد دمیرقاپو بسته شده است.

 

 

کورش کبیر اولین پادشاه هخامنشی، افزون بر ایرانیان ، به دلیل صدور نخستین اعلامیه حقوق بشر نزد همه جهانیان و دانشمندان محترم است .در دوران باستان نیز بسیاری از اندیشمندان (مانند افلاطون، فیثاغورث، هرودت، گزنفون، دیودور سیسیلی و...) او را ستوده اند. كوروش بزرگ بنا به پژوهشهای 100 ساله اخیر دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنین است كه در سوره كهف قرآن (آیات83 تا 99) از او یاد شده است. كوروش نزد یهودیان ،زرتشتیان ، مسیحیان و مسلمانان از جنبه آسمانی و تقدس برخوردار است. در كتاب تورات از او به عنوان حضرت مسیح ، فرستاده پروردگار، شکست دهنده فرعونیان، شاهین خدا، نجات بخش و دانشمند خدا نام برده شده است.

 

 

درصحف عزرای پیامبر آمده است: کورش فرمود خداوند به من دستور داده است تا خانه ای برای او در بیت المقدس بسازم.ابوریحان بیرونی (قرن 4 هجری) و غیاث الدین خواند میر (قرن 6 هجری در کتاب حبیب السیر، جلد یک، صفحه 136) از او بعنوان بانی بیت المقدس و مسجد الاقصی (یا همان قبله نخست مسلمانان) نام می برند. در تفسیر قرآن ابوالفتح رازی آمده است: که خدای تعالی بر زبان بعضی پیغمبران امر کرد پادشاهی از پادشاهان پارس را نام او کورش و او مردی بود مومن. مسعودی در کتاب مروج الذهب،صفحه606 می نویسد: این خبر در انجیل هست كه كورش پادشاه، ستاره را كه هنگام مولود عیسای مسیح طالع شده بود،دیده بود... و ما تفصیل این ماجرا را با آنچه مجوس ونصاری در باره آن گفته اند...در كتاب«اخبارالزمان» آورده ایم.

 

 

آرامگاه باشكوه كوروش بزرگ در پاسارگاد طرحی گیرا ، باوقار ، متوازن ، مقدس و اهورایی دارد. ساختمان این گونه آرامگاه ، پیش و پس از آن دیده نشده است. پس از اسلام در دوران پادشاهی اتابكان فارس (در قرن 5 و 6 هجری خورشیدی ) به دلیل جنبه تقدس آرامگاه ، مسجدی در اطراف آرامگاه ساخته ، درون آرامگاه هم محرابی از سنگ تراشیده و پیرامون آن آیاتی از قرآن به خط ثلث نگاشته‌اند.(دکتر رضامرادی غیاث آبادی در کتاب نقش رستم وپاسارگاد). قبله نمایی نیز در سنگ در کنار مهراب تراشیده اند.در زمان گذشته نوشته ای در آرامگاه به خط میخی بوده كه متن آن ، چنین است :

« ای رهگذر ، من كوروش هستم كه پادشاهی جهان را به پارسیان دادم ، به مشتی خاك كه پیكرم را در برگرفته رشك مبر »

 

 

در دشت مرغاب در پاسارگاد ، نقش برجسته‌ای از كوروش بزرگ باقیمانده است

 كـه همچون فرشتگان ، بــا بـالهایی آسمانی تراشیده شده است. نكتـه جـالب

است كه ایـرانیان از زمان باستان تا‌كنون ایـن پیكره را مقدس می‌دانند و بـا اینكه

پیكره‌های دیگر در سراسر ایـران در اثر نـادانی آسیب دیـده است هیچ‌كس جرأت

نداشته بـه ایـن پیكره اهـورایی آسیب برساند! هنـــوز هم تصور مقدس بودن ایـن

پیكره در میـان مردم بـومی بـاقی است (دکتر بهرام فره وشی در کتاب ایرانویچ).

مردم محلی دستــان او را رو به قبـله و در حـالت نیایش می دانند و مردم منطقه

نـذرهای خود را تقدیم آرامـگاه می‌كردند( دكتر باستانی پـاریزی در كتـاب كـوروش

ذوالقرنین ). آب رودخانه پلوار نیز همیشه آبی مقدس و شفابخش به شمار مـی

آمد.(دکتر شاپور شهبازی در کتاب پاسارگاد).دکتر جمشید صداقت کیش در ویژه

نـــامه فصل نــامه فــارس شنـاخت در نوشتــار مسجدهای فــارس در صفحه 88

می نویسد: در روایت های اسلامی هـم از مـقدس و آسمانی بـودن ایـن جـایگاه

سخن بسیار رفته است از جمله در كتابهای زیر:

1 ـ مسالك و ممالك ( اصطخری به سال 320 هجری ) صفحه‌های 109 و 141

2 ـ حدود العالم من المشرق الی المغرب ( نوشته شده به سال 372 هـ ) صفحه 131

3 ـ اشكال العالم ( ابوالقاسم جیهانی به سال 367 هـ ) صفحه‌های 113 و 123

4 ـ نزهت‌القلوب ( حمداله مستوفی به سال 740 هـ ) صفحه 178

 

 

استاد ابراهیم پورداود ( کتاب ذوالقرنین و کورش از محمد کاظم توانگر زمین): هر ایرانی همانگونه که مکلف است در صورت استطاعت در مدت عمر خود یک بار به حج مشرف شود شایسته است که یک بار هم به زیارت کورش که پایگاه ملیت ایرانی است خود را برساند. نه فقط بخاطر ایرانی بودن بلکه به جهت زیارت فردی که قرآن بیشترین تعریف (17 آیه) در مورد یک زمامدار را از او کرده است.

 

 

با این همه نشانه ها آشکار است که کوروش بزرگ همان ذوالقرنین است و با این همه نشانه از مقدس بودن آرامگاه کوروش کبیر نزد تمامی ملت های جهان، جای بسی تاسف است که این بنای با ارزش در آینده نزدیک بخاطر رطوبت و یا آبگرفتگی ناشی از سد سیوند برای همیشه ازبین خواهد رفت......" از ماست که برماست "