تبلیغات
پشت کنکوری ها

بعد یه سال اومدم !

ارسال شده توسط محمد قنبری

چه زود یه سال شد! هنوزم از قدیمیا کسی میاد اینجا؟ چه روزایی داشتیم اینجا.یادش بخیر. امیدوارم هر کی هرجایی باشه موفق باشه و به خوبی و خوشی زندگی کنه. نماز روزه تونم قبول.ما رو هم دعا کنین. بدرود ...


ما هستیم(عریضه خالی نیست)

ارسال شده توسط حامد رزمدیده

امشب سر مهربان نخلى خم شد،،، در کیسه نان بجاى خرما غم شد/

در کنج خرابه ها زنى شیون کرد ،،، همبازى

کودکان کوفه کم شد..



چون نامه جرم ما به هم پیچیدند * بردند به دیوان عمل سنجیدند *

 بیش ازهمگان گناه مابود ولی ما را به محبت علی(ع)بخشیدند.


با عرض تسلیت در لیالی قدرما بندگان حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.

التماس دعا

..

تغییر وبلاگ به سایت

ارسال شده توسط حسن ییلاقی اشرفی

سلام

بعد از مدت ها تشریف آوردیم Smiley

خیلی وقته تو این فکرم که وبلاگ رو تبدیل به یه سایت کنیم ولی نمیدونم توش چی بریزیم که ارزشش رو داشته باشه !

توی نظر سنجی حتما شرکت کنید و بگید به نظر شما چه سایتی راه بندازیم؟

ـ سایت دانلود آهنگ

ـ سایت دانلود نرم افزار

ـ همین چرندیاتی که اینجا می نویسیم

ـ گالری عکس

ـ سایت مقاله و کتب علمی

ـ موضوعات دیگه (اگه موضوعی مد نظرتونه تو بخش نظرات مطرح کنید)

ممنون


نتایج کنکور سراسری سال ۱۳۸۷

ارسال شده توسط رضا نیکزاد

کارنامه نتایج علمی داوطلبان آزمون سراسری سال 1387

«فاحشه دعایم کن»

ارسال شده توسط محمد قنبری

سلام فاحشه!

تعجب کردی!؟... میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم

شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام

راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !! اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردواز یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟

تن در برابر نان ننگ است

بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان

شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین

شنیده ام روزه میگیری،

غسل میکنی،

نماز میخوانی،

چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری،

رمضان بعد از افطار کار می کنی،

محرم تعطیلی.

من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم!

فاحشه!!!… دعایم کن

مطلب بالا را یک گروه اینترنتی به میل من فرستاده بود. به نظرم خیلی جالب اومد گفتم شما هم بخونین شاید براتون جالب و حتی تاسف برانگیز باشه. منتظر نظراتتون هستم. موفق باشین.  

 


summer

ارسال شده توسط حامد رزمدیده


ارسال شده توسط محمد قنبری

درود بر تمامی دوستانی که همیشه همراه ما بودن و هستن و با نظرات گرمشون مارو یاری می کنن. از همه معذرت می خوام به خاطر این که نتونستم امسال مطلبی بذارم امیدوارم بعد کنکور بتونم جبران کنم. امروز امتحانات ما بچه های ریاضی پیش امیدی تموم شد و نزدیک یک ماه دیگه فرصت برای جمع بندی داریم. برای همه عزیزان آرزوی موفقیت دارم. به یاری خدا همه امسال دانشگاه قبول میشیم. حرف برای گفتن بسیار زیاده اما الان وقتش نیست. در پناه حق .


۱؛۲؛۳؛اکشن

ارسال شده توسط حامد رزمدیده

سلام؛شروع شد ؛آره هم سال جدید شروع شد وهم ۱۵روز حیاتی برا ما پشت کنکوری ها

نمی دونم ولی اطمینان دارم همتون برنامه دارین.فقط یه جمله که این ۱۵ روزو از دست ندین؛

آهان یادم رفت؛

سال نو مبارک

عیدتون خوش.

بابای.


هر نوع برداشت از این مطلب آزاد است

ارسال شده توسط محمد قنبری

 

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

 

یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی.

 تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است.

من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

 

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، به ما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

 

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

«خلیفه مسلمین عمربن الخطاب»

قسمتی از نامه که به دست آمده است

پاسخ یزد گرد:

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمین های پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عرب ها می دهند به معنی سگ شکاری )

 

به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد

 

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون این که هیچ گونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

 

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابان های عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.

مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.

 

زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار می خوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.

 

شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را می دزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با این همه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

 

تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این به ما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

 

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پیشرفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمین های دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسوول این همه فاجعه است؟

آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟                                        

یا این که پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟

 

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

 

افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی این کار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.

 

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدن ها.

 

من تو را نهی نمی کنم از این که این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.

 

این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

 

آریاییها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسان های پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آن ها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.

 

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.

یزدگرد سوم ساسانی

برگرفته از : http://irangatha.blogfa.com/


عزت

ارسال شده توسط حامد رزمدیده

خداوندا؛
 بدانسان که در چشم مردم بر مقام من می افزایی؛
 در چشم من از مقامم بکاه؛
 و به میزان عزتی که در اجتماع به من ارزانی می فرمایی؛
 مرا با ذلت نهانی من آشنا ساز؛
 تا شخصیت خویش را هرگز فراموش نکنم و پای از گلیم خود قدمی فراتر نگذارم.

-----------------------

وبدان ای انسان؛

آنجا که جاده ای برای سواری نیست نیازی به داشتن اتومبیل نیست.